تبليغاتX
چرا هاشمی؟

چرا هاشمی؟

در مورد حضور هاشمي در انتخابات

احمدي نژاد: بورس در حكم قمار است

به گزارش پايگاه اطلاع رساني "هاتف"، محمود احمدي نژاد پس از مشخص شدن نتيجه انتخابات در دور اول در گفت و گو با شبكه خبر گفت: بورس بدليل كارهايي كه در آن انجام مي شود در حكم قمار بازي است و بايد برچيده شود.
اين نظريه را حاج منصور ارضي از مداحين هيات هاي مذهبي در يكي از زيارت هاي عاشورا محرم امسال در حسينيه لباس فروشي ها ارايه كرد.
به اعتقاد ارضي مردم بايد از خريد سهام در بورس بدليل آنكه در حكم قمار است اجتناب كنند.
ظاهرا احمدي ن‍ژاد با الهام از نظر ارضي قصد دارد در صورت انتخاب اين نظريه را اجرا كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 19:47  توسط ادمین  | 

تکذیب شايعه انصراف هاشمي

دكتر محمد باقر نوبخت، سخنگوي ستاد انتخاباتي رفسنجاني گفت: شايعه انصراف هاشمي رفسنجاني از انتخابات رياست جمهوري کذب محض بوده و مصداق جنگ رواني و عمليات تخريبي مخالفان وي مي باشد. نوبخت از وزارت کشور خواست تا اين شايعه رسما تکذيب شود.
نوبخت افزود: اخيرا برخي سايتها و روزنامه هاي مخالف هاشمي که موقعيت خود را در تزلزل مي بينند اقدام به انتشار چنين شايعه اي کرده اند.

تکمیلی: اضافه می شود از دیشب (چهارشنبه شب) عده ای فعالیت خود را برای هک کردن و از کار انداختن سایت انتخاباتی هاشمی را آغاز نموده اند و در چندین مرحله با هدف انتشار خبر کذب انصراف هاشمی به این عمل دست زده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 15:55  توسط ادمین  | 

کارشکني به هنگام پخش فيلم تبليغاتي هاشمي رفسنجاني

برق 6 استان کشور را بطور همزمان قطع کردند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 15:50  توسط ادمین  | 

تحليل محتواي صحبت‌هاي كانديداهاي رياست جمهوري

 

 براي آشنايي با ديدگاه، نامزدان نهمين دوره رياست جمهوري به تحليل محتواي صحبت‌هاي آنان در جرايد پرداختيم. در اين رابطه صفحه سياسي روزنامه ايران به عنوان منبع گزارش ما انتخاب شد دربين حرف‌هاي زده شده تيترهاي انتخابي، با توجه به اهميت آن ملاك اين تحقيق شد. دربين مطالب مطرح شده در كل 60تيتر و جمله از كانديداها انتخاب شد.

 

اما گزارش تحليل محتوا

همان‌طور كه در جدول شماره 1 بيشتر كانديداها بر مسايل سياسي تأكيد كردند با توجه به اين اطلاعات وقتي جدول شماره 2 را مي‌بينيم مسايل برايمان معنادار مي‌شود حدود 30% صحبت‌هاي آقاي كروبي در ارتباط با مسائل اقتصادي حدود 70% آن مربوط به مسائل سياسي است و آقاي احمدي نژاد بيش از كانديداهاي ديگر برمسايل مذهبي و اسلامي تأكيد دارد و آقاي رفسنجاني صحبت‌هايش از تنوع بيشتري برخوردار است.

در بين كانديداها آقاي رفسنجاني بيش از همه به مسئله مردم، مشاركت توجه داشته است سپس آقاي قاليباف با 23 درصد قراردارد و پس از آن آقاي معين قراردارد.

آقاي كروبي بيش از نامزدان ديگر از واژه «من» استفاده كرده است. سپس قاليباف با 16 درصد قراردارد دربين كانديداها آقاي مهرعليزاده بيشتر از بقيه كانديداها از واژه «بايد» استفاده كرده است سپس محسن رضايي با 5/17درصد قراردارد.

 

جدول شماره 1

 

محورهاي صحبت كانديداها

اقتصاد 

سياست

مسايل اجتماعي

مسايل فرهنگي و مطبوعات

مسايل اسلامي و مذهبي                                                        

14

43

18

13

12

 

100

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همانطور كه مشاهده مي‌شود مسايل سياسي براي كانديدا در الويت اول قراردارد سپس مسايل اجتماعي

 قراردارد مسايل فرهنگي با 3 درصد در رتبه سوم قراردارد.

 

 

 

 

جدول شماره 2

 

محورهاي صحبت كانديداهاي به تفكيك افراد

 

 

 اقتصاد

  سياست

 مسايل اجتماعي

مسايل فرهنگي

مسايل اسلامي و مذهبي

كروبي

25

75

 

 

 

مهرعليزاده

 

 

 

100

 

معين

 

75

25

 

 

هاشمي رفسنجاني

25

50

 

25

 

احمدي نژاد

 

25

20

20

40

لاريجاني

 

50

25

 

25

قاليباف

33

33

33

 

 

رضايي

33

33

33

 

 

 

 

جدول شماره 3

 

چقدر كانديداها از واژه «بايد» استفاده كرده‌اند.

 

 

درصد

هاشمي

معين

لاريجاني

احمدي نژاد

محسن رضايي

مهرعليزاده

كروبي

قاليباف

12

10

5/13

5/16

5/17

20

5/5

5

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 4

 

فراواني اهميت مسايل داخلي و خارجي از نگاه كانديداها

 

 

مسايل داخلي

مسايل خارجي

كروبي

14

0

معين

7

23/16

هاشمی

14

50

مهرعليزاده

18

33/16

رضايي

14

0

قاليباف

14

0

احمدي نژاد

7

0

لاريجاني

11

33/16

 

100

100

 

جدول شماره 5

 

فراواني بكارگيري واژه‌هاي مردم، مشاركت و ... در صحبت‌هاي كانديداها

 

كروبي

75/7

معين

15

هاشمی

31

مهرعليزاده

75/7

رضايي

75/7

قاليباف

23

احمدي نژاد

75/7

لاريجاني

0

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 6

 

بكارگيري واژه «من » در صحبت‌هاي كانديداها

 

 

درصد

كروبي

28

معين

12

هاشمي

8

قاليباف

16

مهرعليزاده

8

لاريجاني

8

محسن رضايي

12

احمدي نژاد

8

 

100

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 11:54  توسط ادمین  | 

حمايت كرباسچى از هاشمى رفسنجانى

غلامحسين كرباسچى هشت سال است كه سكوت كرده. به اندازه دو دوره رياست جمهورى و اكنون تنها انتخابات رياست جمهورى در ۲۷ خرداد ۸۴ است كه مى تواند او را بر سر سخن آورد. پيش از اين بارها خبرنگاران از او خواسته بودند در گفت وگو با روزنامه ها شركت كند اما كرباسچى با نگاهى آميخته به ترديد به آنها پاسخ منفى داده بود. اكنون اما گويى حضور هاشمى رفسنجانى است كه اين كارگزار قديمى را بر سر ذوق آورده و به مصاحبه با شرق واداشته است.هرچند كه پايان دوره رياست جمهورى آينده پايان محروميت كرباسچى از كسب مشاغل دولتى است.
•••
•آقاى كرباسچى، چند ماهى است كه مخالفان شما از بازگشت كارگزاران سخن مى گويند و درباره خطر آن هشدار مى دهند اما ما نشانى از حضور كارگزاران نمى بينيم. حزبى كه به نظر مى رسد كمترين ميزان فعاليت را دارد، نه روزنامه و نه ميتينگ دارد و با وجود حضور پدر معنوى خود در صحنه انتخابات حتى بيانيه و اعلاميه اى در اين باره صادر نكرده است. به راستى كارگزاران كجا هستند؟
فكر مى كنم همين كه اين همه كارگزاران مورد نقد و انتقاد قرار مى گيرند نشانه حضور آنان در صحنه است والا چه دليلى داشت اين همه درباره يك موضوع به نظر مخالفان مرده صحبت شود. درواقع فكر كارگزاران همواره بيش از سازمان آنان در جامعه حضور داشته و در مقاطعى تشكيلات كارگزاران اين فكر را نمايندگى كرده است و در مقاطعى اين تشكيلات و گروه هاى ديگر و حتى رقيبان كارگزاران بوده اند كه اين اصول فكرى را نمايندگى كرده اند. سه شعار اصلى كارگزاران يعنى عزت اسلامى، تداوم سازندگى و آبادانى ايران درواقع متكى بر سه آموزه اصلى يعنى اعتدال گرايى، توسعه طلبى و عقل گرايى است كه اين آموزه ها در انديشه و سازمان احزاب ديگر هم اكنون و به ويژه در انتخابات اخير به نحو گسترده اى به چشم مى آيد.
•اين شعارهاى شما در دهه ۷۰ بود اما در دهه ۸۰ آزادى و دموكراسى از جمله مطالبات اجتماعى ايرانيان شده كه به نحو غريبى در مشى كارگزاران غايب است. چرا شما نسبت به آزادى بى توجه هستيد؟ آيا اين غفلت نيست؟
نه، غفلتى در كار نبوده است. كارگزاران نگاه به آزادى را در امتداد نگاه به توسعه ارزيابى مى كند. درواقع اگر ما بيمارى را در نظر بگيريم كه تب دارد به عنوان يك طبيب در درجه اول بايد عفونت را از او دور كنيم تا به حالت اول بازگردد و سالم و سرزنده باشد. فقدان آزادى نشانه مشكل بزرگترى است كه ما آن را توسعه نيافتگى مى دانيم والا وجود دموكراسى بدون توسعه جز به تشنج و اغتشاش نمى انجامد. كارگزاران به جاى نشان دادن بيمارى و برجسته كردن مشكل (فقدان آزادى و دموكراسى) درمان را نشان مى دهد (رشد و توسعه) و اصولاً سخن گفتن از دموكراسى در شرايطى كه سازندگى وجود ندارد بى معنى است. دموكراسى در هر جامعه اى نسبت مستقيم با توسعه آن جامعه دارد. كشورى كه درآمد سرانه آن ۵۰۰ دلار است نمى تواند دموكراسى خود را با كشورى كه درآمد سرانه آن ۲۰ هزار دلار است مقايسه كند. اصولاً هزينه هاى دموكراسى در كشورهايى با درآمد سرانه زير ۱۰ هزار دلار بسيار بالا است و تنها راه استقرار دموكراسى در اين كشورها افزايش ميزان ثروت ملى و رشد اقتصادى است. در اينجا است كه هزينه هاى مادى و ارزش هاى معنوى توسعه و دموكراسى با هم پيوند مى خورند. در كشورهاى توسعه نيافته دموكراسى خواهى عموماً به تنش هاى فرساينده سوق داده مى شود.
•با اين حساب شما تلاش دولت آقاى خاتمى در رشد سطح دموكراسى و توسعه سياسى را چگونه تحليل مى كنيد؟ آيا آنها خواستند در وضعى توسعه نيافته آزادى را گسترش دهند؟
اتفاقاً دولت آقاى خاتمى هم كه با شعار توسعه سياسى به قدرت رسيد در عمل بيش از آنكه شاخص هاى توسعه سياسى را افزايش دهد شاخص هاى توسعه اقتصادى را اجرا كرد. تعداد و توجهى كه به پروژه هاى اقتصادى در اين دوره شده جالب توجه تر از موفقيت در حوزه هاى سياسى است.
•اما مخالفان آقاى خاتمى مى گويند كه دولت اصلاحات به اقتصاد توجهى نكرده است؟
من برخلاف آنها فكر مى كنم و معتقدم حتى دولت اصلاحات هم در مسير سازندگى بوده است.
•و در عين حال معتقديد توسعه سياسى محقق نشده است؟
نه اينكه هيچ رشد سياسى وجود نداشته اما در قياس با توسعه اقتصادى آرمان هاى توسعه سياسى به ميزان مورد انتظار طرفداران آن كمتر محقق شده است. نه به دليل آنكه آقاى خاتمى نخواست بلكه به دليل آنكه عملاً توسعه سياسى در شرايطى كه ما به درجه مطلوبى از توسعه اقتصادى نرسيده ايم ميسر نيست. البته همين ميزان توسعه سياسى هم محصول سطحى از تلاش ها و كارهايى بود كه در ۱۶ سال گذشته انجام شده اما ظرفيتى فراتر از آن وجود نداشت. به هر ميزان كه ما بيشتر توسعه يافته شويم، دموكرات تر هم مى شويم.
•با اين حساب هر يك از دو راهبرد دو دولت هاشمى و خاتمى در ۱۶ سال گذشته به تنهايى ناقص بوده است. چرا در دوره آقاى هاشمى به توسعه سياسى توجهى نشد و در سطحى از سازندگى كه داشتيم، دموكراسى شكل نگرفت؟
اتفاقاً در آن دوره هم دستاوردهاى سياسى كمى نداشتيم. مهمترين اين دستاوردها همان پديده دوم خرداد بود. ميزان توسعه يافتگى يك دولت در پايان حاكميت آن با نرخ مشاركت ارزيابى مى شود كه در دوم خرداد ۱۳۷۶ اين نرخ به بالاترين سطح خود رسيد و عملاً  با بدرقه هاشمى از خاتمى استقبال شكوهمندى شكل گرفت. اين تحول خود محصول يك دوره تلاش براى گذار از توسعه نيافتگى بوده است.
•اما دموكراسى فقط محدود به «مشاركت» نيست منوط به «رقابت» هم هست. اگر سطح مشاركت ملاك باشد ما در آغاز انقلاب و در دهه ۶۰ سطح مشاركت در حد بالاى حتى هفتاد درصد واجدان شرايط را تجربه كرده ايم اما ميزان رقابت حتى در دوم خرداد محدود به دو جناح قدرت (راست و چپ) بود اتفاقاً در انتخابات پايان كار آقاى خاتمى (۲۷ خرداد) سطح رقابت بسيار بالا است. انتخابات چند قطبى است و غيرقابل پيش بينى. از اين نظر هم آقاى خاتمى به خوبى بدرقه مى شود.
من خيلى رقابت   هاى موجود را كامل نمى دانم. رقابت بايد ميان افرادى صورت گيرد كه برنامه  ها و ديدگاه هاى كاملاً متفاوت و متمايز داشته باشند اين در حالى است كه در اين انتخابات نامزدها همه يكسان حرف مى زنند. همه از توجه به جوانان، اقتصاد آزاد، راى مردم و... سخن مى گويند و جالب اينجاست كه صاحب اصلى اين حرف و سخن را هم رد و نفى مى كنند.
مثلاً همه از احترام گذاشتن به جوانان دفاع مى كنند اين در حالى است كه در دهه ۷۰ وقتى شهردارى تهران فرهنگسراها را راه انداخت همين افراد و جناح ها گفتند چرا بايد بودجه بيت المال را صرف ساز و آواز و دهل كرد. يا هنگامى كه روزنامه هايى مانند همشهرى و آفتابگردان منتشر شدند افرادى گفتند چه نيازى وجود دارد كه چنين روزنامه هايى براى نسل جوان و نوجوان منتشر شود. همين افراد هم اكنون همان اعمال را تاييد مى كنند اما به صاحبان اصلى آن افكار و ديدگاه ها حمله مى  كنند. پس مى توان گفت كارگزاران هنوز در جامعه حضور دارد وقتى كه فكر كارگزاران حضور دارد. ما در واقع گرده افشانى كرديم كه حالا يكى از آن گرده ها به گروهى مانند آبادگران تبديل شده است كه مثل كارگزاران فكر مى كند به جاى داد و فرياد كردن بايد كار كند و راه و جاده و پل بسازد.
•راستى چرا هر كس كه وارد شهردارى مى شود حزب هم راه اندازى مى كند؟
چون هر جا كه پاى توسعه (عمران شهرى) به ميان مى آيد پاى دموكراسى (فعاليت  حزبى) هم به ميدان كشيده مى شود.
•شما از اعتدال حرف زديد. مرز اعتدال با محافظه  كارى چيست؟ اين تصور وجود دارد كه كارگزاران به جاى اعتدال گاه در جايگاه محافظه كاران مى نشيند.
محافظه كارى حفظ سنت ها و وضع موجود است اما اعتدال گرايى شاخه و شعبه اى از نوگرايى است با اين تفاوت كه معتقد است در جامعه اى به شدت سنتى بايد از روش هايى استفاده كرد كه عقل، فرا روى تجدد و توسعه قرار مى  دهد. اعتدال يك نوگرايى منطقى است اما در محافظه كارى نوگرايى جايى ندارد اگر هم در اين انتخابات مى بينيد كه برخى محافظه كاران با تكنولوژى عكس مى گيرند مطمئن باشيد هدف كسب راى بيشتر است. در اين انتخابات عده اى با علامت سئوال ظهور كرده اند تا جلوه كنند. محافظه كاران همواره زندگى در ابهام را ترجيح مى دهند و رابطه آ نان با تجدد و توسعه يكى از همين نقاط ابهام است.
•شما در انتخابات سال ۱۳۷۶ حامى آقاى خاتمى بوديد و با محافظه كاران در ستيز بوديد. نقاط اختلاف كارگزاران با محافظه كاران در كجا بود؟
محافظه كاران مى گفتند در سازندگى جايگاه ايدئولوژى كجاست؟ ما مى گفتيم سازندگى عين ايدئولوژى ماست و اصولاً كار اصلى يك دولتمرد در جامعه دينى اداره زندگى مردم است نه دخالت در حوزه خصوصى آنها. ما آن زمان هم همين منطق اعتدالى را مقابل محافظه كارى داشتيم. مى گفتيم در منطق دينى و اسلامى ما هميشه امت وسط مورد حمايت بوده است. قرآن همواره بر تفكر و تعقل تاكيد كرده است و كار براساس احساسات زودگذر پيش نمى رود همچنان كه همان كسانى كه روزى در خيابان  ها عليه فرهنگسراها شعار مى دادند حالا خودشان در فرهنگسراها كار مى كنند.
•به نظر مى رسد با وجود حمايت گروه هايى مانند جامعه روحانيت مبارز از آقاى هاشمى هم در دهه ۷۰ وقتى كارگزاران تشكيل شد و هم در دهه ۸۰ به خصوص هم اكنون كه وى وارد انتخابات شده است، اكثريت گروه   هاى محافظه كار با هاشمى مخالفند. شما هم كم و بيش در اين باره سكوت كرده ايد و به جز چند سخن پراكنده حرفى درباره هاشمى نزده ايد. ارزيابى شما از نامزدى هاشمى در اين شرايط كه نه راست و نه چپ مدافع وى نيستند چيست و جايگاه حزب شما در كجاست؟
آقاى هاشمى رفسنجانى از جمله شخصيت هايى است كه مظهر همان سه اصل بنيادى كارگزاران (اعتدال، تعقل و توسعه) است. وى در واقع پدر معنوى اين فكر و كسى است كه اولين جرقه آن را زد و به همين دليل است كه از سوى محافظه كاران مورد حمله قرار مى گيرد. در اخلاق ملى ما آمده كه بايد هميشه به پيشكسوت ها احترام گذاشت. ممكن است آنان اشتباهاتى در قضاوت ها و برخوردها داشته باشند اما هنوز مربيان اصلى فكر اعتدال هستند. بنابر اين من فكر مى كنم براساس همان منطق سه گانه ما مى توانيم در يك دوره مديريت مجدد ايشان آن را دامن گستر كنيم. واقعيت اين است كه من با اين موقعيت و وضعيت بعيد مى دانستم آقاى هاشمى زير بار نامزدى رياست جمهورى بروند اما حالا كه اين اتفاق رخ داده است بايد از آن استقبال كنيم تا براى احياى اقتدار ملى ايران يك دوره ديگر از اعتدال و سازندگى شكل گيرد. هم اكنون در جهان نام آقاى هاشمى از جمله اولين نام هايى است كه پس از شنيدن نام ايران به گوش مى رسد و همين مى تواند محور وحدت ملى و توسعه و اعتدال باشد. نوعاً در تاريخ معاصر ايران نقش آقاى هاشمى را با اميركبير مقايسه مى كنند ولى من شخصاً معتقدم با توجه به شرايط فعلى كشور نقش ايشان بسيار پيچيده تر و مهم تر از دوره هاى قبل است. مى دانيد كه آقاى هاشمى از گذشته به اميركبير توجه داشته. از جمله معدود افرادى بوده كه در تاريخ معاصر درباره اميركبير مطالعه كرده و كتاب نوشته است و حتى درباره مرگ امير در حمام فين مى نويسد كه امير گفت جزايم همين است چون من مى خواستم كشور نفرين شده پيامبر را آباد كنم. اشاره اميركبير به نفرين پيامبر پس از پاره شدن نامه دعوت شاه ايران به اسلام است كه فرمود خدا مملكتش را پاره كند. آقاى هاشمى البته مى نويسد اين پاره پاره شدن معطوف به دو موضوع است اول تجزيه ايران كه پس از عصر ساسانى رخ داد و دوم سقوط سلطنت ايران كه آن نيز محقق شد. اما الگوى ذهنى هاشمى كسى جز اميركبير نيست.

 

•مخالفان هاشمى بر چند گروهند. اول افرادى كه معتقدند وى اعتقادى به دموكراسى ندارد و دوم گروهى كه مى گويند او توانى بيش از خاتمى براى اجراى حرف هايش ندارد. داورى شما درباره اين انتقادات چيست؟
حضور هاشمى در مقام رياست جمهورى چند نتيجه دارد:
اول ـ بازگشت اقتدار اجرايى به مديران كشور سبب اصلاح و احياى اقتدار دولت مى شود. آقاى هاشمى واجد تجارب مديريتى كلان در شرايط بحرانى است كه مى توانند از تبديل شدن رئيس جمهور به صرف رئيس قوه مجريه جلوگيرى كنند. اين مسئله اى است كه در ساليان گذشته به شيوه بدى دامنگير مديريت اجرايى كلان كشور شده است.
در عين حال حمايت بدنه مديريتى كشور از آقاى هاشمى مى تواند سبب تقويت عنصر تضعيف شده مديريت در ايران باشد.
دوم  ـ شخصيت ملى و بين المللى وى موجب حل چالش هاى داخلى و خارجى ايران در رابطه با اروپا و آمريكا مى شود. هاشمى در داخل براى بسيارى از اختلافات چه در قالب مجمع تشخيص مصلحت و چه خارج از آن به عنوان يك ملجا عمل مى كند و در خارج از كشور هاشمى مى تواند يك «معامله بزرگ با دنياى غرب» انجام دهد. حرف هاى بزرگى وجود دارد كه تنها مى توان از دهان هاشمى شنيد. تشكيل هلال شيعه در خاورميانه از لبنان تا عراق و ايران ما را مى تواند در آستانه يك جهش بزرگ در سياست بين الملل قرار دهد و اين تنها به شرطى محقق مى شود كه ما صلح و اقتدار را با هم داشته باشيم. هم اكنون تصميم هاى بزرگ بين المللى فقط در گروه هشت كشور صنعتى (G8) گرفته و اجرا مى شود. ما بايد بتوانيم نقش بهترى در تصميم سازى بين المللى داشته باشيم و اين از هاشمى برمى آيد.
سوم _ حضور هاشمى مى تواند تقابل موجود ميان نخبگان كشور را مرتفع كند و از افراط و تفريط جلوگيرى و عنصر كشور محورى را در ميان مديران تقويت كند.
چهارم _ هاشمى مى تواند همه مسئولان كشور حتى در جناح مقابل را در جهت نوگرايى و نوانديشى بسيج كند چرا كه حتى مخالفان او از زبان هاشمى اين مفاهيم را مى پذيرند.
•چرا هاشمى با وجود شادابى و جوانى بيشتر يك دهه قبل اين كار را نكرد؟ آن زمان كه حتى بخش بيشترى از حاكميت از او دفاع مى كردند؟
شرايط جهان كاملاً تفاوت كرده است. امروز حتى سران غرب بيش از دوران جنگ سرد به فكر صلح و معامله با ما هستند. ما پيش از اين در عصر جنگ سرد به سر مى برديم اما هم اكنون مى توانيم با ارتقاى روابط بين الملل به سياست بين الملل نقش جديدى براى خود تعريف كنيم ما فقط به سفر چند رئيس جمهور يا سفر رئيس جمهور خودمان به چند كشور جهان نياز نداريم بلكه بايد در تصميم سازى نقش داشته باشيم.
•ولى هنوز به سئوال اول من جواب نداديد: كارگزاران كجا هستند؟ چرا حتى يك بيانيه در دفاع از هاشمى صادر نكردند؟
ما بيانيه داديم اما در قالب ائتلاف نهم...
•پس از ائتلاف دوم خرداد جدا شده ايد؟
دوم خرداد مربوط به گذشته بود ما حالا بيست و هفت خرداد را در پيش داريم و در اين ميان بيست و پنج روز فاصله وجود دارد! گذشته از شوخى ائتلاف دوم خرداد حول شخصيت آقاى خاتمى شكل گرفت و كارگزاران هم از جمله متحدان اصلى آقاى خاتمى بود. ما در آن مقطع آقاى خاتمى را شايسته مى دانستيم و اكنون در قالب ائتلاف نهم آقاى هاشمى را شايسته مى دانيم. در عين حال جبهه هاى ديگرى هم شكل گرفته اند كه نشان مى دهد ائتلاف دوم خرداد ديگر وجود ندارد مانند جبهه دموكراسى خواهى كه البته گويى هنوز برخى موسسان آن مى گويند درباره صورت بندى نهايى و اجزاى آن به نتيجه نرسيده يا شكل آن را نپذيرفته اند. در عين حال كارگزاران فقط يك تابلو نيست كه پاى تبليغات انتخاباتى نامزد ها بيايد. يك جريان فكرى است...
•تاكيد شما درباره آقاى هاشمى در شرايطى است كه وى دو زاويه با حزب كارگزاران را گشوده است. از يكسو معتقد است تشكيل اين حزب ربطى به وى ندارد و از سوى ديگر مى گويد سران كارگزاران از يك مقطعى به خصوص پس از دوم خرداد از شعار سازندگى عدول كردند و از اين رو از شما گله كرده اند...
درباره مواضع فكر مى كنم حق با آقاى هاشمى است. كارگزاران به دليل فقدان سازوكار حزبى از يك مقطعى فعاليت هاى خود را كم كرد كه دلايل آن البته بيشتر به بيرون حزب و برخورد با سران آن بازمى گشت. همچنين درباره نقش آقاى هاشمى در تاسيس كارگزاران بايد بگويم ايشان هيچ وقت به ما دستور تشكيل حزب ندادند اما كارگزاران خود را در چارچوب مكتب فكرى اى ارزيابى مى كند كه آقاى هاشمى پدر معنوى آن است به همين دليل همواره با ايشان درباره حزب مشاوره كرده ايم در عين حال آقاى هاشمى هم در موارد بسيارى با كارگزاران مشورت مى كنند و از آن مشورت ها استفاده هم مى كنند.
•منتقدان شما معتقدند كارگزاران يك جريان رانتى است كه براثر نزديكى با قدرت به خصوص آقاى هاشمى شكل گرفته و با استفاده از امكانات دولتى رشد كرده است. نظر شما چيست؟
رانت خوارى فقط محدود به كسانى كه در نهادهاى دولتى فعاليت مى كنند و يك كار خدماتى يا فرهنگى انجام مى دهند نيست. افرادى هستند كه در مبارزات انتخاباتى همه اقداماتى كه به مردم ارائه داده اند را به عنوان محصول خدمات خود ارائه مى كنند و مى خواهند از آن راى بگيرند خيلى از چهره هايى كه هم اكنون مى بينيد اصولاً از رانت موجوديت يافته اند. اما كارگزاران هرگز از امكانات دولتى استفاده نكرده اند.
•برخى افراد نزديك تر به شما معتقدند چرا حزب كارگزاران نتوانست از درون خود نامزدى مستقل براى انتخابات رياست جمهورى معرفى كند كه با حمايت آقاى هاشمى و بدون حضور شخص ايشان وارد رقابت ها شود. چرا انديشه هاشمى را فقط خود او بايد اجرا كند؟ چرا وى تلاش نمى كند كه اين ايده به يك سازمان تبديل شود؟
هيچ نامزدى در شرايط فعلى نمى تواند قدرت و نفوذ هاشمى را براى بازگشت اعتدال و توسعه داشته باشد.
•اين شرايط تا چه زمان ادامه دارد؟
تا موقعى كه احزاب ايران به بلوغ نرسند و انديشه ها سازمان محور نشوند همچنان چهره ها برتر از سازمان ها خواهند بود و شخصيت محورى ادامه مى يابد. حتى كسانى كه اكنون از سازمان محورى به جاى شخصيت محورى سخن مى گويند در نبود چهره ها به سازمان ها روى آورده اند.
•چه زمان اين بلوغ محقق مى شود؟ مثلاً آيا شما چهار سال ديگر به اين بلوغ مى رسيد؟
بعيد مى دانم. در واقع اين نظام سياسى ايران است كه بايد به اين نتيجه برسد كه لازمه توسعه، دموكراسى است و لازمه دموكراسى هم تحزب. ما اگر تجربه اداره يك وزارتخانه را به صورت حزبى پيدا كرديم، مى توانيم دولت حزبى داشته باشيم. از سوى ديگر حزب بايد مسئوليت شكست و پيروزى را با هم بپذيرد نه آنكه تنها پيروزى را از آن خود بداند و شكست را از آن ديگران كه نگذاشتند او به اهدافش برسد. در واقع نقدى كه شما از قول آقاى هاشمى درباره كارگزاران بيان كرديد، معطوف به همين مسئله است كه كارگزاران هنوز يك كار حزبى كامل انجام نمى دهد مانند همه احزاب ديگر ايران.
•اگر آقاى هاشمى به رياست جمهورى برسد ممكن است از موضع نظام امكان اين بلوغ حزبى را فراهم كند؟ اين سئوال را از آن جهت مطرح كردم كه در گذشته تنها توسعه اقتصادى محور برنامه هاى وى بود اما اخيراً از واژه توسعه دموكراتيك هم استفاده مى كنند، پديده اى كه در ادبيات هاشمى كم سابقه است.
رسيدن آقاى هاشمى به اين مفهوم محصول فرايندى طبيعى است. در گذشته (آن زمان كه راى اولى هاى انتخابات ۲۷ خرداد تازه به دنيا آمده بودند) توسعه نيافتگى اقتصادى به حدى بود كه آقاى هاشمى بيش از همه بر سازندگى تاكيد داشت اما هم اكنون وى به اين نتيجه رسيده كه آينده توسعه پايدار بايد به سوى توسعه دموكراتيك سوق داده شود. توسعه دموكراتيك همان پيوند توسعه اقتصادى و توسعه سياسى است. البته كارنامه آقاى هاشمى و كارگزاران از اين جهت كاملاً قابل دفاع است. وقتى ما روزنامه همشهرى را راه انداختيم يا وقتى با حمايت آقاى هاشمى روزنامه ايران تاسيس شد تحول اصلى مطبوعات ايران رقم خورد. قطع (مترويى)، زمان انتشار (صبح)، رنگى بودن صفحات و تنوع موضوعات و حتى نام روزنامه همشهرى (كه يادآور خروج شهروندان ايران از وضعيت رعيتى بود) يا روزنامه ايران (كه نشانگر توجه به هويت ملى ما بود) زمينه هاى همين تنوع و رشد مطبوعات را فراهم آورد. آن موقع مى گفتند روزنامه بايد ظهر منتشر شود كه مخاطبان آن محدود به بازنشسته ها و پيرمردان بود اما ما روزنامه صبح منتشر كرديم كه در دانشگاه ها و و مراكز عمومى جامعه درباره آن بحث و گفت وگو مى شد و روزنامه از رسانه اى ادارى به حوزه عمومى منتقل شد. تاسيس حزب كارگزاران و شكل گيرى رقابت هاى حزبى هم از ديگر اتفاقاتى بود كه در دهه ۷۰ رخ داد پس كارنامه دولت قبلى هاشمى هم از توسعه سياسى خالى نبود اما وى هم اكنون تاكيدى بيشتر بر اين موضوع ذيل عنوان توسعه دموكراتيك دارد و سعى دارد ضمن حفظ پاره اى نقدها به دوره اصلاحات (كه من هم قبول دارم) به تكميل و تداوم آن بپردازد.
• در برابر شعار توسعه دموكراتيك آقاى هاشمى شعارهاى ديگرى قرار دارد كه به نظر مى رسد از حرف وى مترقى تر باشد. پيوند توسعه سياسى و اقتصادى امر بديعى نيست ولى برخى نامزدها از رشد حقوق بشر سخن مى گويند. چرا شما در شعار يك گام قبل را نمايندگى مى كنيد؟
حرف هاى خوب در جامعه ما زياد است ولى عقل حكم مى كند ما در پى حرف هاى شدنى باشيم. حضور همه محذوفان سياسى در قدرت يا حل همه مسائل حقوق بشر حرف هاى خوبى است ولى با تركيب فعلى قدرت در ايران امكان تحقق اين حرف ها در يك دوره رياست جمهورى وجود ندارد و اگر كسى با اين گارد وارد انتخابات شود و مثلاً از بيست وزير او پانزده تن حذف شوند چالشى در كشور شكل مى گيرد كه براى عبور از آن به بيش از دو دوره رياست جمهورى نياز هست. به همين دليل من فكر مى كنم حرف هاى شدنى نيمه خوب از حرف هاى كاملاً خوبى كه نشدنى هستند بهتر است.
• درباره تبليغات محافظه كاران چه نظرى داريد؟ آنها چقدر از شما فاصله دارند؟
من فكر مى كنم كه بايد به برخى نامزدها توصيه كرد اگر از ارزش هايى مانند تعادل، اعتدال و ميانه روى در اين انتخابات دفاع مى كنند بايد آن را به عنوان يك روش در همه عمر سياسى آينده خود به كار گيرند. كسانى كه شاكله و ريشه آنها در حركت عليه نشاط جامعه شكل گرفته است نمى تواند چند روز با حرف هاى خود مردم را سرگرم كنند بلكه بايد به صورت ريشه اى اين تغييرات را ايجاد كنند.
• شما قبلاً با گروه هاى چپ در يك جبهه بوديد اما اكنون نامزدى جداگانه داريد. دليل اين جدايى چيست؟
من فكر مى كنم انديشه چپ به شكل كلاسيك آن در تمام دنيا تغيير كرده است ديگر كسى از اقتصاد دولتى يا تنش در سياست خارجى دفاع نمى كند و دولت آقاى خاتمى هم نماد اين تغيير و تحول بود. با وجود اين چپ در جهان به رفتارهاى جديدى رسيده است مثلاً در انتخابات دوره قبل رياست جمهورى فرانسه وقتى مرحله دوم انتخابات ميان ژاك شيراك و ژان مارى لوپن برگزار شد و مردم ميان يك چهره ميانه رو و يك چهره راستگراى افراطى قرار گرفتند حتى احزاب چپ هم با وجود نقدهاى خود بر شيراك از او در برابر راستگرايى افراطى دفاع كردند و اين نشان دهنده بلوغ چپ در كشورى است كه با وقوع انقلاب كبير فرانسه اولين گروه روشنفكران چپ را پرورش داد. شيراك هم البته پس از حمايت چپ ديدگاه هاى آنان و خواسته هايشان را در برنامه ها و حتى انتخاب مديران خود دخالت داد.
• نقش حزب كارگزاران در دولت آقاى هاشمى چگونه خواهد بود؟ برخى مى گويند با وجود مجلس هفتم وى از شما استفاده نمى كند، برخى از رجعت كارگزاران سخن مى گويند. كدام حرف درست است؟
فكر كارگزاران مهمتر از نام كارگزاران است و اين فكر در دولت آقاى هاشمى وجود خواهد داشت. ما مديران فرهنگى، صنعتى، اقتصادى و سياسى آقاى هاشمى بوديم اما آن قدر عاقل هستيم كه اگر روزى به هر دليل اين عنوان كارگزاران كاركرد خود را از دست داد به قالب هاى جديد خوشامد بگوييم. قالب هايى كه همه ماهيت كارگزارانى دارند.
• يعنى ممكن است حزب جديدى ايجاد كنيد؟
قطعاً چنين نيست. منظور من اين است كه اگر كسى خود را آبادگر خواند و به كارگزار حمله كرد ما بيشتر از قالب به ماهيت آن گروه  نگاه مى كنيم و از رشد فكر كارگزارانى استقبال مى كنيم.
برخى گفته اند كارگزاران در خواب زمستانى بوده اند...
• اين تعبير يكى از اعضاى شوراى مركزى كارگزاران يعنى آقاى محمد عطريانفر است...
به هر حال هر حزبى يك نفر مى خواهد كه به خودش گل بزند! اما گذشته از شوخى بايد بگويم ما هيچ وقت در كارگزاران كار تبليغاتى نكرده ايم، خود را در مصاحبه هاى دبير كل خلاصه نكرديم و البته وارد نبرد هاى تبليغاتى هم نشده ايم...
•اما شنيده ايم كه قصد انتشار روزنامه داريد؟
در شوراى مركزى كارگزاران تصويب كرده ايم كه روز نامه اى داشته باشيم كه پس از دو سال معطلى در نهادهاى نظارتى و دولتى در نزديكى انتخابات ۲۷ خرداد اين مجوز صادر شد گرچه زمان انتخابات بهترين فرصت تبليغاتى ما است اما چون يك حزب تبليغاتى نيستيم قصد داريم زمان انتشار روزنامه را به بعد از انتخابات موكول كنيم. ما حتى حاضريم براى پرهيز از تبليغات اگر به اين نتيجه برسيم كه امر سازندگى در ايران امرى ملى است كار سازندگى را به كل واگذار كنيم!
•حالا كه حرف از روزنامه شد به نمايندگى از خوانندگان شرق نظر شما را درباره روزنامه شرق مى پرسم كه برخى معتقدند ارگان كارگزاران به حساب مى آيد. نظر شما به عنوان دبير كل حزب كارگزاران چيست؟ آيا آقاى عطريانفر به صفت حزبى خود در شرق حضور دارد؟
در شوراى مركزى حزب كارگزاران بارها از روزنامه شرق انتقاد شده است و آقاى عطريانفر هم توضيحاتى داده اند كه برخى براى ما قانع كننده بودند و برخى نبودند. شرق البته نكات منفى و مثبت درباره كارگزاران را با هم مى نويسد همچنان كه درباره احزاب ديگر چنين مى كند اما ما شرق را روزنامه اى حرفه اى در چارچوب اصلاح طلبى مى دانيم و اصولاً خود شرق محصول اهداف و ايده هايى است كه ما به عنوان اعتدال و سازندگى از آن نام مى بريم.

مطلب از روزنامه شرق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 12:32  توسط ادمین 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 14:58  توسط ادمین 

هاشمي رفسنجاني: عملكرد صدا و سيما در جريان انتخابات ظلم به همه است

عصر سه شنبه جمعي از مديران مسئول و سردبيران روزنامه و مطبوعات در قالب جلسه پرسش و پاسخ با اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ديدار و گفتگو كردند.
در ابتداي اين ديدار، وكيلي مدير مسوول روزنامه ابتكار با بيان اينكه دود هجمه به عملكرد 16 سال گذشته به چشم همه مي‌رود و نوعي كمك به ناكارآمدي است، به عدم توفيق تبليغات در افزايش مشاركت اشاره كرد و تصريح كرد: به نظر من در مناظره‌هاي تلويزيوني بي‌انصافي شده است و آنچه امروز از رسانه‌ ملي گفته مي‌شود، استعداد تحريك لازم را براي جذب مردم به سوي انتخابات ندارد ولي به رغم تمامي بي‌ميلي‌ها، بايد از فرصت ممكن بهره جست و تمام ظرفيت مطبوعات را در جهت افزايش مشاركت به كار برد.
هاشمي رفسنجاني در پاسخ به اظهارات مدير مسوول روزنامه ابتكار گفت:‌ رسانه ملي براي يك دستمال،‌ قيصريه را به آتش مي‌كشد و طوري تبليغ مي‌كند كه در گذشته عملكردها خوب نبوده است.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تاكيد بر اينكه رويكرد صدا و سيما ظلمي است كه به همه از جمله خود رسانه‌ وارد مي‌شود،‌ افزود: خود نامزدها هم قبلاً دستشان در كار بوده و اين نوع سيستم برخورد درست نيست و بايد اين روند اصلاح شود، چرا كه حتي سوالاتي كه از مردم پرسيده مي‌شود در جهت تخريب عملكرد گذشتگان است.
داوودي مدير مسوول روزنامه هنري باني فيلم در ادامه اين نشست با اشاره به بخشي از مشكلات سينما خواستار ارائه برنامه‌هاي هاشمي رفسنجاني در خصوص هنر هفتم شد.
كانديداي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با تاكيد بر اينكه عدم رونق سينما به تمامي جامعه ضرر مي‌رساند، بر ايجاد شرايط مناسب براي بهره‌گيري از تمامي ظرفيت‌هاي هنرمندان اين عرصه تاكيد كرد و گفت: بايد ساختاري ترتيب دهيم تا خود هنرمندان به گونه‌اي عمل كنند كه انتظارات دولت برآورده شود.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، ارزاني و فراواني بهره‌مندي از ماهواره را باعث بي‌برنامگي در عرصه سينما دانست و تصريح كرد: بايد با سرمايه‌گذاري مناسب سالن‌هاي سينما را توسعه بخشيد و خود اهالي سينما بايد تصميم‌گيري و مشاوره دهند.
مرتضي فيروزي مدير مسوول روزنامه ايران نيوز نيز در سخنان خود به فشار سنگين وارد شده به ايران متاثر از شرايط بين‌المللي اشاره كرد و افزود: آمريكا هدف ديگري را از عدم تعامل مناسب‌ ما با جامعه بين‌المللي دنبال مي‌كند و به همين دليل بايد يك بار براي هميشه تكيلف خود را روشن كنيم.
وي از هاشمي رفسنجاني پرسيد: چه ابزاري براي تعامل با جامعه جهاني داريد و چگونه مي‌خواهيد در اين زمينه شجاعت به خرج دهيد.
هاشمي رفسنجاني در پاسخ گفت: آمريكا به دنبال تشكيل خاورميانه بزرگ است و تدبير عقلاني ايران با تهديدهايي از اين دست تعامل جدي و حضور مستمر در عرصه‌هاي جهاني است.
وي با اشاره به اينكه اكثريت مجلس با اين نوع انديشه موافق هستند،‌ تصريح كرد: بايد با افكار افراطي به صورت مشترك مقابله كرد تا به اهداف مناسب رسيد.
علي صالح‌آبادي مدير مسئول روزنامه همبستگي در اظهارنظر خود خواستار ارائه دلايل بازگشت دوباره هاشمي به عرصه رياست جمهوري شد و گفت: اين رويه خلاف عرف جهاني آن است.
وي گفت: بعد از رحلت امام(ره) اراده‌اي براي يكپارچه كردن حاكميت شكل گرفت و اگر جرياني بخواهد راه براي مردم بندد آيا توانايي عبور از اين سد را داريد يا خير؟
كانديداي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در پاسخ به اظهارات مدير مسوول روزنامه همبستگي گفت: بايد از كساني كه به من فشار آوردند بپرسيد كه چرا آمدم،‌ چرا كه تا آخرين لحظات بناي آمدن نداشتم و براي همين در اعلام تصميم تاخير مي‌كردم ولي شرايطي كه نبايد ايجاد شود شد.
هاشمي رفسنجاني با رد تئوري تلاش براي يك دست شدن حاكميت اظهار داشت: هر دو جناح به اندازه كافي انحصارگرا هستند و هيچگاه با اين تفكر موافق نبودم و به همين دليل با جامعه روحانيت فاصله گرفتم.
وي افزود: قرار بود در يكي از انتخابات‌ها،‌ نامزدهاي جامعه روحانيت مخلوطي از همه نيروها باشد و عليرغم اينكه اين مساله در شوراي مركزي به تصويب رسيد، ولي در غياب من تصميم عوض شد.
هاشمي رفسنجاني با اشاره به اينكه مخالف حذف بخشي از نيروهاي وفادار به انقلاب بوده است،‌ افزود: در اين دوره از انتخابات در روزهاي آخر مقام معظم رهبري در سفر به كرمان مخالفت خود مبني بر يك دست شدن حاكميت به نفع يك جناح خاص را اعلام نمودند و ايشان هيچگاه موافق چنين رويه‌اي نبوده و نيستند.
وي يكي از وظايف رئيس جمهوري را مخالفت با شكل گيري چنين جرياني عنوان كرد و افزود: اولين باري كه رئيس جمهور شدم، اكثريت مجلس و دولت در اختيار جناح چپ بود،‌ تعديلي كه در كابينه دوم ايجاد كردم مورد قضاوت روزنامه سلام قرار گرفت، ولي هميشه تعداد مسوولان من مساوي بود و هيچگاه نتوانسته‌ام با افراطيون كار كنم.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد:‌ در دوره قبل از آقاي خاتمي كه رئيس جمهور بودم اين قدر مشكل نداشتيم چرا كه با روحيه تعامل با همه كار مي‌كردم.
وي با تاكيد بر اينكه اصلاح ساختار را قبول ندارد، افزود: ساختار نظام ما خوب است چرا كه با سيستم ولايت فقيه، جمهوريت، مجلس، شوراها، خبرگان و مجمع مي‌توانيم جلو برويم.
هاشمي رفسنجاني تاكيد كرد: ‌ما داراي نظامي ايدئولوژيك هستيم كه اگر در دل آن جايي مانند مجمع تشخيص نباشد به بن بست مي‌خوريم.
وي در خصوص حضور آمريكا در منطقه با اشاره به اينكه موفقيت آمريكا در افغانستان در نتيجه همكاري ايران بود، خاطرنشان كرد: در خصوص ارتباط با آمريكا حرف‌هاي من، حرف‌هاي امروزي نيست، در زمان امام(ره) هم نامه‌اي به ايشان نوشتم و خواستار حل و فصل هفت مشكل از جمله ارتباط با آمريكا شدم.
وي شرط شروع مذاكرات با آمريكا را دست برداشتن اين كشور از خصومت با ايران عنوان كرد و افزود: هنوز دولت مردان آمريكا به اين باور نرسيده‌اند.
مدير مسوول روزنامه صداي عدالت نيز در اظهاراتي از عدم حمايت جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز از هاشمي رفسنجاني به عنوان رخدادي مهم ياد كرد و خواستار تشريح نگاه وي نسبت به اين اتفاق مهم انقلاب شد.
هاشمي رفسنجاني در پاسخ به اين سوال با بيان اينكه مسوولان هر دو طيف موردنظر بايد پاسخگوي اين مساله باشند، تصريح كرد: هميشه يك جريان افراطي وجود داشته كه از تفرقه‌ها سود برده كه نمونه رفتارهاي آنها با شهيد بهشتي در صدر انقلاب فراموش نشدني است.
وي در ادامه با اعلام حمايت از ساماندهي احزاب گفت: بايد از عوام زدگي خارج شديم و كارشناسان در قالب احزاب سامان دهي شوند تا دولت كوچك شود.
منبع: خبرگزاری فارس
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 10:59  توسط ادمین  | 

گفتگوي آيت الله هاشمي رفسنجاني با مجله تايم

رفسنجاني براي پايان جنگ سرد بين ايران و آمريكا راه عملي را در اين دانست که آمريكا به خصومت خود با ايران ادامه ندهد و حسن نيت جدي براي همكاري نشان دهد. وي در پرسش از اعتقادش درباره دموکراسي گفت تحقيقا طرفدار دموكراسي هستم ولي فكر مي كنم اين مسير را بايد آرام آرام طي كرد. هاشمي درباره پرونده هسته اي گفت حاضر به تعليق دائم نيستيم ولي حاضريم به دنيا اعتماد بدهيم كه هدف ما فقط فناوري صلح آميز است و براي اين منظور همه گونه همکاري مي کنيم. وي در خصوص توقيف روزنامه ها و برخورد با وبلاگ نويسان اظهار داشت در بعضي از اين موارد نياز به برخورد و تعقيب نبوده است 

گفتنی است مجله تايم امريکا اخيرا ضمن گفتگويي با آيت الله هاشمي رفسنجاني نظرات ايشان را در ارتباط با انتخابات و پرونده هسته اي جويا شده است. متن کامل اين مصاحبه را مي خوانيد:

از اينكه با وقت كم ما را به حضور پذيرفتيد، ممنونيم. مي دانيم كه به خاطر مبارزات انتخاباتي اين روزها مشغله فراواني داريد.
- مبارزه آنچناني نداريم


منظورم از اين مصاحبه بحث و جدل نيست. بيشتر مي خواهم نظرات جنابعالي را به 25 ميليون خواننده مجله تايم منتقل كنم. سوال اول من اين است كه چرا مي خواهيد براي دومين بار رئيس جمهور ايران شويد؟ در اعلام حضور نامزدي رياست جمهوري گفتيد: «نگرانيها و شك و ترديدهايي درباره‌ آينده ايران داريد» منظورتان چيست؟
- بسم الله الرحمن الرحيم. حدود شش ماه از سوي اقشار مختلف، به خصوص فرهيختگان و نخبگان كشور فشارهاي زيادي بود كه وارد كارزار انتخاب شوم. آنها براي درخواست خود ادله زيادي داشتند ولي چون تمايل نداشتم، شش ماه مقاومت كردم. منطق آنها بر تمايل من غلبه كرد و آمدم.


دليل اصلي تسليم شما در برابر اين تقاضاها چيست؟ چه نگرانيهايي داريد؟
- فكر كردم  اگر باشم، مي توانم بهتر از ديگران انسجام داخلي را حفظ كنم. در اين شرايط بايد ميدان كمتري به افراد افراطي داده شود تا حالت اعتدالي به كشور حاكم باشد. نخبگان و فرهيختگاني كه از من دعوت مي كردند، معتقد بودند كه الآن نياز كشور به اعتدال خيلي زياد است. فكر مي كردند  اگر جريان اعتدالي مسوول باشد، با دنيا هم بهتر مي تواند تعامل داشته باشد. من منطق آنها را قبول داشتم. ولي آرزو داشتم كه كس ديگري اين نقش را ايفا كند. سرانجام پس از مقاومت شش ماهه به اين نتيجه رسيدم كه  بيايم.


وقتي از عناصر افراطي صحبت مي كنيد، آيا منظورتان اصلاح طلبان است كه گاه به آنها افراطي مي گويند يا بنيانگرايان افراطي؟
- در هر دو طيف هستند. اما بخش قابل توجه هر دو طيف انسانهاي معتدلي هستند.


نگراني شما از تمايلات افراطي چيست؟ مگر مي خواهند چه كار كنند؟ فكر مي كنيد جنگ داخلي راه مي‌اندازند؟
- نگراني من از چالشهاي غيرلازم داخلي است، در آن صورت مواضع شعاري جاي مواضع عقلاني را مي‌گيرد. اين افراد نوعاً خوب هستند و با حسن نيت عمل مي كنند، ولي اشتباه عمل مي كنند.


ارزيابي شما از رياست جمهوري جناب آقاي خاتمي چيست؟
- آقاي خاتمي تقريباً در مسير سياست هاي دوره مسئوليت من حرکت كردند. البته با اقتضائات زمان هم همراه بودند. شايد اگر من هم مي خواستم ادامه دهم به همين جاها مي رسيدم.


سخن شما به اين معناست كه ايشان رئيس جمهور خوبي بودند؟
- بله، براي آن دوره رئيس جمهور خوبي بودند.


بسياري از مردمي كه در ايران با آنها صحبت كردم، در مورد دو دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي ابراز يأس و نااميدي مي‌كردند. به خصوص جوانان بيشتر مأيوس بودند كه ايشان آن قدر كه لازم بود، از دموكراسي دفاع نكردند. برخيها از جناب عالي انتقاد داشتند كه شما با صداي بلند از دموكراسي دفاع نمي كنيد، آيا شما طرفدار دموكراسي هستيد؟
- قطعا طرفدار دموكراسي هستم. ولي فكر مي كنم اين مسير را بايد آرام آرام طي كرد. البته در ايران بعد از انقلاب هميشه دموكراسي واقعي بوده است. اگر شما دموكراسي را حاكميت مردم بر سرنوشت خود معنا كنيد – كه همين است – ما هميشه با رأي مردم كار كرده ايم. مي دانيد كه مبارزه ما فقط با كمك مردم پيروز شد. به سرعت نظام را به رأي مردم گذاشتيم و نزديك به تمام مردم به اين نظام رأي دادند. قانون اساسي را با رأي قاطع مردم تصويب كرديم. در ايران همه چيز به رأي مردم بستگي دارد. رهبري، رييس جمهور، مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان، شوراهاي محلي و با فاصله‌اي شوراي نگهبان با رأي مردم انتخاب مي شوند. تفسير شما از دموكراسي چيست كه غير از اين عمل شود؟


بنابراين جناب عالي مي گوييد اين سبك دموكراسي براي ملت ايران كافي است؟
- نه، ممكن است مطالباتي باشد كه اتفاقاً‌ در شعارهاي آقاي خاتمي بود و رأي جمع كرد. مثلاً ايشان گفتند: به «جوانان و زنان نقش بيشتري مي‌دهم كه شايد نتوانستند به اين وعده خوب عمل كنند». اين چيزي اضافه بر دموكراسي نيست. مي‌تواند يكي از ثمرات دموكراسي باشد.


ايرن كشور جواني است و جوانان جمعيت كثيري را تشكيل مي دهند و جناب عالي هم گفتيد آينده كشور در دست جوانان است. ولي بسياري از جوانان صبر و حوصله خود را از  دست داده اند. شما چه چيزي براي آينده جوانان داريد؟
- فكر مي كنم بايد براي كساني كه مصداق جوان هستند، امكانات تحصيل را فراهم كنيم. به فكر اشتغال آنها باشيم تا بعد از تحصيل شغل مناسب داشته باشند. اگر مي‌خواهند ازدواج كنند، مشكل نداشته باشند. اگر نظراتي دارند، براي اظهار آنها مشكل نداشته باشند. با لياقت خود به مشاغل مهمتر برسند. در تصميم‌سازي و تصميم‌گيري بيشتري حضور داشته باشند. همين الآن يعني در جواني هم مي‌توانند در تصميم‌سازي مؤثر باشند. ولي اگر بخواهند جزو مقامات تصميم‌گير باشند، بايد رشد كنند و به حد مطلوب برسند.


منظورتان چيست؟
- مسئوليت هاي بزرگي را بر عهده بگيرند. بتوانند وارد مجلس و دولت شوند و در مديريتهاي بالا قرار بگيرند. در همه دنيا به همين صورت اين قاعده حاکم است.


با بسياري از دانشجويان جوان صحبت كردم و آنها نگران بسته شدن روزنامه ها و دستگيري وبلاگ‌نويسان و دانشجوياني هستند كه فعاليت دارند و ابراز عقيده مي‌كنند. نظر شما در مورد اين نوع اقدامات چيست؟
- نظرم اين است كه اگر در حد قانون عمل كنند، نبايد به آنان تعرضي شود. اگر بخواهند قانون را نقض و برخلاف قانون عمل كنند، طبعا قانون به سراغ آنها مي‌رود. ممكن است خيلي از مواردي كه اتفاق افتاده، براساس قانون باشد و شايد بعضي از موارد نياز به تعقيب نبوده است.


در مورد حاكميت قانون چه نظري داريد؟ اين مشكلي است كه آقاي خاتمي هم داشتند. بسياري از دانشجويان مي‌گويند ممكن است ايران روي كاغذ دموكراسي داشته باشد ولي نهادهايي هستند كه خارج از دامنه قانون عمل مي‌كنند.
- اگر چنين موردي باشد، بايد جلويش را بگيريم و قانون اجرا شود. هيچ كس نمي تواند بگويد قانون اجرا نشود. اين امري بديهي است.


ارزيابي شما از عمل به قانون در ايران چگونه است؟ آيا نقض قوانين زياد بوده؟
- از هر دو طرف بوده. نمي‌توانيم بگوييم همه مطبوعاتي كه با آنها برخورد شده، خلاف قانوني نداشته اند. اخيرا در اخبار خواندم كه نويسنده‌اي را كه اسرار «گوانتانامو» را در «نيويورك تايمز» فاش كرده بود، وادار كردند كه حرفش را پس بگيرد و بعد هم از شغلش اخراج شد.


چه راه‌حلي براي ترميم حاكميت قانون در ايران وجود دارد؟ فكر مي‌كنيد در مقايسه با كشورهاي ديگر براي حاكميت قانون مشكلي نداريد؟
- راهي است كه همه دنيا مي‌روند. خود دولت موظف است كه جلوي قانون شكني را بگيرد.


ارزيابي شما درباره سوابق حقوق بشري حكومت ايران چگونه است؟
- فكر مي‌كنم وضع ما از كشورهاي غربي و مشخصاً ‌از كشور شما بهتر است.


چگونه مقايسه مي‌كنيد؟
- مسئله‌اي مثل «گوانتانامو» در پرونده خود نداريم. مسئله‌اي مثل «زندان ابوغريب» نداريم كه در دنيا افتضاح شد. سوابق اين كه 50 سال از رژيمي مثل اسرائيل حمايت كنيم تا اين همه ظلم به مردم فلسطين بكند، نداريم. هيچ وقت يك گروه تروريستي مثل «منافقين» را با اين كه خودمان اعلام كنيم تروريست هستند، زير چتر حمايتي خود نمي‌گيريم. با سياهان و سرخپوشان بد رفتاري نمي‌كنيم. باز هم مي‌خواهيد نمونه بگويم؟


نه، سئوال بعدي من درباره سياست خارجي و برنامه هسته‌اي ايران است. با توجه به مذاكراتي كه با اروپا داريد و آمريكا هم از اين مذاكرات حمايت مي‌كند، آيا آماده‌ايد در مقابل روابط بهتر و داد و ستد با غرب و آمريكا، برنامه سيكل نشست هسته‌اي را براي مدت طولاني متوقف كنيد؟
- نه، حاضر به توقف نيستم. ولي حاضريم به دنيا اعتماد بدهيم كه از فناوري صلح آميز به طرف فناوري نظامي نمي‌رويم. اگر براي دادن اعتماد، زمان و مذاكراتي لازم باشد كه فرصتي ايجاد شود تا ديگران مطمئن شوند، آمادگي داريم.


چگونه مي‌توانيد اين اعتماد را ايجاد كنيد؟
- آنها راهكاري پيشنهاد كنند كه چه تضميني مي‌خواهند. پيشنهاد راه عملي با آنها باشد. ما طبق امضايي كه در آژانس بين‌المللي كرديم، بايد خيلي شفاف باشيم و آنها هر جا را كه مي‌خواهند، بيايند ببينند. هيچ نظارت منطقي را دريغ نمي‌كنيم.


آيا شما ايده‌هاي مبتكرانه اي داريد كه به عنوان رييس جمهور در جهت اين نوع اعتمادسازي مطرح كنيد ؟
- همين ايده را كه در جلسات اخير و مذاكرات آقاي دكتر روحاني و سه وزير اروپايي با خاوير سولانا اتفاق افتاده، قبول دارم. اقدامي را كه اروپائيان اخيرا وعده دادند تا در مدت دو ماه طرح زمان‌بندي شده‌اي به ما بدهند، گام مثبتي مي‌بينم. به تازگي در گزارش‌ها خواندم كه آقاي بوش هم براي اولين بار حرف مثبتي زدند. اگر اين حرفها با واقعيت صحنه هم تطبيق كند، داريم جلو مي‌رويم.


آقاي بوش چه حرفي زدند؟
- در گزارش‌ها خواندم كه ايشان گفت: «ايران براي توليد يو.اف. سيكس كه در اصفهان وجود دارد، مشكلي ندارد».همچنين او گفته است: «اگر غني‌سازي به حدي نرسد كه نتواند به سوي اهداف نظامي برود و در حد پايين باشد، قابل قبول است». البته من در گزارشي خواندم و بايد ببينم چقدر صحت دارد. اگر اين جور فكر كنند، به نظرم مي‌توانيم به زودي به توافق برسيم.


برخي سوءظن دارند كه ايران در منطقه‌اي زندگي مي‌كند كه در اطرافش روسها، اسرائيل و پاكستان سلاح هسته‌اي دارند و جورج بوش هم ايران را محور شرارت مي‌داند و ايران بايد از خود دفاع كند بنابراين دنبال اين نوع سلاح مي‌رود.
- سياست اصلي ما اين است كه دنيا به طرف خلع سلاح هسته‌اي نرود كه الآن يك قانون بين‌المللي است. دولت‌هاي هسته‌اي تخلف مي‌كنند و اين قانون را اجرا نمي‌كنند. بايد تلاش ما اين باشد كه جهان سوم و كشورهاي فاقد سلاح‌هاي هسته‌اي را هماهنگ كنيم تا بر دولت‌هاي هسته‌اي فشار بياورند تا سلاح‌هاي هسته‌اي خود را منهدم كنند. نمونه‌اش را در اجلاس اخير N.P.T در نيويورك ديديد. سياست جهان سوم باعث شد كه آمريكا و اروپا نتوانستند منويات خود را اجرا بكنند. اين نشان خوبي از بيداري كشورها و دولت‌ها است. اگر موفق نشويم، تفكر ما اين است که اتم سلاحي نيست كه انسان‌هاي متمدن بكار ببرند. خسارات انساني‌اش آن قدر زياد است كه هر كسي به قيامت معتقد و وجدانش بيدار باشد، اين كار را قبول نمي‌كند.


آيا شما به مذاكرات با سه كشور اروپايي اعتقاد داريد؟ اگر رئيس جمهور شويد، اين مذاكرات را تمديد مي‌كنيد؟
- تا به حال سوءظن داشتم كه آنها مي‌خواهند وقت تلف كنند. ولي چون پذيرفتند طرح خود را ظرف دو ماه بدهند، آن سوءظن كمتر شد. مذاكرات مي‌تواند جدي‌تر و مؤثرتر باشد.


آيا فكر مي‌كنيد به نفع ايران است كه روي چرخه سوخت اصرار داشته باشد؟ اگر عواقبش تحريم عليه ايران يا ارجاع پرونده به شوراي امنيت باشد چطور؟ اگر چنين باشد كه به دنبال حق خود باشيد الزاماً نمي‌تواند در جهت منافع شما باشد.
- دليلي نمي‌بينم به خاطر حق قانوني يك ملت و كشور، دنيا اين پرونده را به شوراي امنيت ببرد. اگر چنين فكري داريد، بايد دنيا را خيلي ظالم معرفي كنيد. اگر چنين اقدامي كنند، ‌فقط ما ضرر نمي‌كنيم، ديگران هم ضررهاي زيادي خواهند داشت.


نمي‌توانم بعد از اين سفر طولاني از آمريكا به ايران راجع به خود آمريكا سئوال نكنم. سابقا يكي از بستگان خود را به آمريكا فرستاديد تا روابط شما و آمريكا در زمان ريگان عادي شود. داستان مك فارولين و نورث هم هست كه به تهران آمدند. آقاي ريگان انجيلي هم براي شما فرستادند. در زمان كلينتون هم به شركت «كانكو» آمريكا پيشنهاد داديد كه در ايران سرمايه‌گذاري كند. نظر شما درباره جنگ سرد بين ايران و آمريكا و در كل ديدگاه شما راجع به آمريكا چيست؟
- مشكلي با مردم كشور آمريكا نداريم. هر وقت فرصتي پيش آمد كه يك نوع همكاري اتفاق بيفتد، اگر منطقي بود، كوتاه نيامديم.   پس از انقلاب هميشه آمريكا شروع كننده مخاصمه بود. در قطع رابطه هم پيشقدم شدند. در داستان مك فارلين هم پيشقدم شدند و تعامل محدودي در گرفتن سلاح براي كمك به آمريكا براي آزادي گروگان‌هاي آنها در لبنان داشتيم. البته آمدن شخص مك فارلين به ايران و سفر برادرزاده من به آمريكا، تصميم ما نبود. هنوز به اين سطح نرسيده بوديم. وقتي هيأت آمريكايي آمد، فكر مي‌كرديم با يك عده تاجر يا حداكثر يك گروه سياسي از نوع اطلاعاتي مواجه هستيم. ولي باز هم آمريكايي ها بد رفتاري كردند و بازي را به هم زدند.


برادرزاده شما نماينده جناب عالي بود؟
- نه، بعضي از مسئولان سپاه براي تهيه سلاح از ايشان استفاده كردند. آن موقع برادرزاده‌ام، در جبهه مي‌جنگيد.


ايشان انجيل را از طرف ريگان براي شما آوردند؟
- نه، انجيل را آقاي مك فارلين در تهران تحويل ما دادند.


الآن كجاست؟
- الان در موزه رياست جمهوري قرار دارد.


براي اينكه به جنگ سرد بين ايران و آمريكا خاتمه دهيم، به يك آدم سياستمدار نياز داريم آيا شما چنين سياستمداري هستيد كه اين جنگ سرد را خاتمه دهيد؟
- راه عملي را گفتم كه اگر آمريكا عمل كند مي‌توان اميدوار بود. گفتم: «نبايد آمريكا به خصومت خود با ما ادامه دهد. اقدامي كند كه نشان از حسن نيت جدي براي همكاري باشد».


درباره فيلمي كه مي‌گويند قرار است با حضور شما ساخته شود توضيح دهيد؟
- در جريان نيستم. فعلا در مراحل ابتدايي يك ايده است. اگر سناريويي تهيه شود و تأييد كنم بايد ببينم چه مي‌شود.


فيلم سابق اين كارگردان خيلي جالب بود. چون جنبه‌هاي انساني‌تر روحانيت را نشان داد.
- اين مسائل كه ربطي به مصاحبه ما ندارد


موجب افتخار اين جانب بود كه اين فرصت را به ما داديد.
- شما زحمت كشيديد و آمديد


هشت سال بود كه مي‌خواستم با آقاي خاتمي ملاقات كنم و نتوانستم. اميدوارم در دوره رياست جمهوري شما ملاقاتهايي داشته باشم.
- در دوره رياست جمهوري مصاحبه‌هاي زيادي با آمريكايي‌ها داشتم و باز هم مي‌توانيم داشته باشيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 19:21  توسط ادمین 

هشدار روزنامه رسالت نسبت به عدم اجماع اصولگرايان در انتخابات

شماره دیروز - چهارشنبه، 11 / 3 / 1384 - روزنامه‌ي رسالت در مطلبي با عنوان 18 / 3 /1384 كه نام حامد دهخدا به عنوان نگارنه‌ي آن به چشم مي خورد، نسبت به عدم اجماع اصولگرايان هشدار داده و براي برنده شدن، خواهان اجماع و اعلام نتيجه‌ي آن دقيقا در تاريخ 18 / 3 / 84 - نه زودتر و نه ديرتر - شده است.

در این یادداشت آمده است:

« 1- اين يك راه هموار براي "اصولگرا ماندن" است؛

2- اگر اين فرضيه صحيح باشد كه نيروهاي جوان اصولگرا، در ادامه راهبرد "حركت با چراغ خاموش" دو انتخابات اخير، در هفته آخر،‌ برگ برنده مهمي رو خواهند كرد و نتيجه انتخابات را به سود خود خاتمه خواهند داد، اين برگ برنده قطعا "اتحاد غيرمنتظره" آنها، آن هم در يك تاريخ كاملا مؤثر، يعني 18 / 3 / 1384 (نه زودتر و نه ديرتر) خواهد بود؛

3- بنا به فرض، اگر شرايط و آرايش نيروها به همين ترتيب پيش رود، اصولگرايان "قطعا" بازندگان بزرگ انتخابات آتي خواهند بود؛ در واقع، نمي‌توان هيچ انگيزه معقولي براي عدم اجماع كانديداهاي اصولگرا متصور شد. با وجود چهار كانديداي اصولگرا در شرايط فعلي و انقطاع رأي ثابت ايشان به چهار قسمت نامساوي (علاوه بر محروميت ايشان از آراي توده‌اي كه هواداران آقاي هاشمي رفسنجاني به آن چشم دوخته‌اند)، خارج از دو سناريو متصور نيست؛ يا جناب اكبر هاشمي بهرماني رسنجاني در دور اول پيروز مي‌شوند يا سناريوي محتمل‌تر دوم كه بر اساس نتايج فعلي نظرسنجي‌ها قابل پيش‌بيني است، آن است كه آقاي مصطفي معين به همراه آقاي هاشمي رفسنجاني به دور دوم راه يابند. در اين صورت، حتي در يك حالت محتمل ممكن است جناب مصطفي معين ظفر يابند؛

4- اصول‌گرايان بر سر يك دو راهي بي‌نهايت مهم قرار دارند. اصولگرايان با يك "اجماع فعال" (اجماعي كه منجر به تجميع فعال همه نيروها و كانديداهاي موجود در پشتيباني يك كانديداي محبوب شود) آن هم در تاريخ 18 / 3 / 1384، مي‌توانند بزرگترين شوك قابل تصور را در موقعي مناسب به جامعه انتخاباتي ايران وارد نمايند و دقيقا اوضاع را در روال فرمول دو انتخابات اخير رياست جمهوري و همچنين انتخابات شوراهاي دوم و مجلس هفتم قرار دهند و پاسخ مردم به سؤال تستي انتخابات را بر اساس اين "تداعي بزرگ" به نفع خود خاتمه دهند. بر اساس اين فرمول، اين شوك بايد در هفته آخر، صورت گيرد و در مورد اين انتخابات ديرتر از 18 / 3 / 1384 صلاح نيست؛

5- اگر اين پروژه محقق شود، به نظر من نتيجه خارج از دو سناريو نخواهد بود؛ محتمل‌ترين سناريو (اين سناريو تقريبا يقيني است)، برندگي كانديداي اصولگرا در دور نخست است؛ بر مبناي آخرين نظرسنجي، مجموع كانديداهاي اصولگرا در حال حاضر، 7 / 47 درصد آراي ثابت فعلي را به خود اختصاص داده‌اند و با اعمال چنين شوك عظيمي به انتخابات، قطعا بخشي از آراي خاكستري نيز به سوي كانديداي هيجان‌انگيز اصولگرايان روان خواهد شد و در اين صورت آنها برنده بزرگ انتخابات خواهند بود؛ با مشاركت بالا، رأيي بزرگ و خيره‌كننده؛ با احتمال كمتر سناريوي دوم روي مي‌دهد و آن رقابت كانديداي اصولگرا با آقاي هاشمي رفسنجاني در دور دوم است كه در آن صورت نيز به گمان من برنده كانديداي اصولگرا خواهد بود.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 10:30  توسط ادمین  | 

چرا هاشمی

یکی از ارزش های پذیرفته شده در جامعه پویا و آزاد اندیش امروز، حس وطن خواهی و ناسیونالیستی مردم آن جامعه است که همواره دغدغه ی حفظ منافع ملی را با خود همراه دارد.
در چنین شرایطی نه استبداد مجا ل رشد می یابد (اگرچه ممکن است در مقاطعی گذرا در تاریخ آن کشور ، شکل گیرد , اما پایدار نخواهد بود ) و نه بیگانگان امکان سلطه جویی بر آن جامعه را خواهند یافت , چرا که ملت وطن پرست همواره چشم و گوش بیدار برای حفظ تمامیت ارضی خود دارد و بی تردید یکی از بارزترین مشخصه های وطن پرستی در عمل , حضور پر تحرک و مشارکت آگاهانه ی مردم در عرصه های تصمیم گیری کلان کشور است , که این رفتار مدنی حتی در جوامعی که نسبت به نوع عملکرد های زمامداران امور خود , نگاه انتقادی دارند از بدیهیا ت است .
در دهه گذشته تاریخ کشورمان این واقعیت به چشم می آید که هرگاه در مقاطعی که بخش منتقد جامعه از حضور و یا مشارکت در فرایند تصمیم گیریها کلان کشور غفلت ورزید , هزینه های بس گرانی را بر ملت و کشور تحمیل نموده است که آخرین نشانه از چنین غفلتی , نتیجه ی انتخابات دور دوم شورای شهر و انتخابات مجلس هفتم است .
هرچند در نظر بسیاری از هم وطننانمان چنین ذهنیتی وحود دارد که با توجه به واقعیت های انکار ناپذیری چون نظارت استصوابی و یا وجود قدرتهای موازی در عرصه اداره کشور و عوامل تحت نفوذ قدرتهای پنهان مانند گروههای فشار و یا لباس شخصی ها , دیگر اشنیاقی را برنمی انگیزد تا در رفتار های مدنی همچون انتخابات حضور و مشارکت فعال داشته باشند ,
اما این پرسش وطن پرستانه مطرح است که آیا می توان به صرف وجود عملکرد هائ ناصواب گروهی از زمامدارن که منهج به دلسردی بخش بزرگی از جامعه شده است , دست از تلاش و بهره گیری از تجارب نیاکانمان و بخصوص دست آورد های دهه اخیر, چون حماسه دوم خرداد 76 شست و تنها نظاره گر بود ؟ اگر چه این سر خوردگی ها با موضعگیریهای
جناحی قدرت طلبان و یا نسخه پیچی برون مرزی های وطنی , هر روز بیشتر و بیشتر میگردد و ملت را دچار یاس و نا امیدی گردانیده است , اما آیا می توان با چنین استدلالی تن به تقدیر ذاد و چشم انتظار بیگانه بود ؟ تا سرنوشتی همچون مردم آزادیخواه مسلمان عراق را برای خود رقم زنیم ؟ و با سربازان تفنگ بدوش بیگانه بر سرابتدائی ترین حقوق مشروع خود به جدال بپردازیم ؟ آیا آموزه های تاریخی نیاکانمان که همواره تلاش در پیدا کردن راه اصلاح امور را داشتند و وطن پرستی را ارجح بر هر مهم دیگر می دانستند , امکان چنین خطا ی دیگر را به ما می دهد ؟
پس چه باید کرد ؟
صادقانه و با اعتقاد راسخ به همت هم میهنانمان , که همواره به مدد عرق ملی و آموزه های تاریخی خود , از بحرانها و دسایس بیگانگان راه صلاح را پیموده اند ,معتقد هستیم باید همه احاد ملت ایران با هر سلیقه و قومیت و مذهب , در بزنگاه امروز کشورشان حضور فعال داشته باشند و از میان کاندیدا های دست چین شده ی این دوره از انتخابات ریاست جمهوری معقول ترین کاندیدا را نه به لحاظ شخصیت حقیقی که با نگاه منافع ملی انتخاب نمایند , تا آنهائیکه
در سر حکومت نظامیگری زضاخانی دارند و یا آنهائیکه به تجربه در هشت سال گذشته قادر به چانه زنی از بالا و یا توانایی تعامل دیپلماسی برون مرزی را نداشتند بار دیگر بر امور ما مسلط نگردند و به اعتقاد ما در چنین برهه ای با پذیرش وضع موجود , از میان کاندیدا های مطرح شده , گزینه اصلح تر کسی جز هاشمی رفسنجانی نیست و از این رو با شما هم وطنان آزادیخواه و مسلمان , صادقانه از سر وطنخواهی و بیم از هجوم بیگانگان به وطنمان , نظر و اعتقادمان را به داوری نهاده ایم تا در فراگیری این نظر ما را یاری دهید .

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1384ساعت 16:39  توسط ادمین  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1384ساعت 12:45  توسط ادمین 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 12:50  توسط ادمین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 12:28  توسط ادمین 

سایت رسمی انتخاباتی هاشمی رفسنجانی آغاز به کار کرد

از طریق این سایت می توانید اطلاعاتی در مورد زندگینامه ، مواضع و دیدگاهها ، بیانیه ها ، خاطرات ، آثار ، عکسها و شرح و توصیف اصلی ترین دیدگاه هاشمی یعنی سازندگی را دریافت کنید.

همچنین می توان نظرات و پیشنهادها را  از طریق بخش ارتباط برای مدیریت سایت و همچنین شخص آقای هاشمی بصورت ایمیل فرستاد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1384ساعت 17:46  توسط ادمین 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1384ساعت 14:58  توسط ادمین  | 

هاشمي رفسنجاني: رئوس برنامه‌هايم را در چند روز آينده اعلام مي‌كنم

حجت‌الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني در ديدار جمعي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي: تا آخرين لحظات براي حضور در انتخابات ترديد داشتم و تمايل داشتم كه افراد ديگري عهده دار مسووليت رياست جمهوري شوند، اما شرايطي كه وجود داشت، حضور در انتخابات را بر من تكليف كرد.

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به ضرورت تعامل صحيح قوا با يكديگر، ادامه داد: مطمئن بودم كه همكاري مجلس با من بيشتر از كانديداها خواهد بود.

وي افزود: براي من مجلس يكپارچه مهم است و معتقدم مجلس متفرق و اختلاف و درگيري مانعي بر سر راه توسعه، اصولي كشور است.

هاشمي رفسنجاني تأكيد كرد: تفرقه و تشتت سم مهلكي براي نظام است و هيچ نفعي براي انقلاب ندارد. اتحاد همدلي قوا و نيروهاي سياسي تنها راه پيشرفت كشور است.

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام رفع تشنجات را در زمان فعلي مهم ارزيابي كرد و گفت: با عمل به راهكارهاي موجود و تلاش براي آرام كردن فضاي كشور مي‌توانيم تحولي در امور اقتصادي، كم كردن تورم، رفع بيكاري و ايجاد نشاط در فضاي جامعه، ‌ايجاد كنيم.

وي گفت: رئوس برنامه‌هاي من براي اداره جامعه در حال تدوين است و در چند روز آينده متن آن را به جامعه عرضه خواهم كرد.

در ابتداي اين ديدار كه بيش از يكصد تن از نمايندگان حضور داشتند قدرت‌الله عليخاني و تيمور علي عسگري به بيان نظرات خود پيرامون انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري و تشريح خواست و ديدگاههاي نمايندگان حاضر در مورد نحوه اداره كشور و تعامل دولت آينده با مجلس پرداختند.  (ایسنا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1384ساعت 12:48  توسط ادمین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1384ساعت 17:32  توسط ادمین